Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

ازمرگ...

(احمدشاملو)

دیروزبه مناسبت سالروزمرگ احمدشاملو بنابه فراخوان کانون نویسندگان ایران هنگامی که اهالی قلم دردواتوبوس عازم امامزاده طاهربودندبطورفله ای دستگیروازاجرای مراسم خودداری شد.

بیائید یاداین شاعربزرگ را با خوانش یکی از خاطره انگیزترین اشعارش گرامی داریم

ازمرگ...

هرگزازمرگ نهراسیده ام

اگرچه دستان اش ازابتذال شکننده تربود

هراس من- باری- همه ازمردن درسرزمینی ست

که مزدگورکن

ازبهای آزادی آدمی

افزون باشد

*

جُستن

یافتن

وآن گاه

به اختیاربرگزیدن

وازخویشتن خویش

باروئی پی افکندن-

*

اگرمرگ راازین همه ارزشی بیش ترباشد

حاشاحاشا که هرگزازمرگ هراسیده باشم