X
تبلیغات
رایتل
Your image is loading...


ستیزبادباگوشه های روسری


شعری ازبانو نرگس سوری


ستیزبادباگوشه های روسری


بالارفتن ازتپه ودیدارمیان دوتپش


ولذت چه محجوب بود به زیرچادرشک


زیرلب میگفت دست درازی موقوف


باعبوری ازحیرت سنگ وگیاه


رفتن ورفتن تاسایه ی کاج


ونشستن دربهت ونگاه


ناخنکهای لذت چه نوازشهاکردتن تشنه ی شرم را


بلعیدلحظه های شیرین تماشارا


(سانسور) ،نبض ثانیه هارا تندتر تپانید


وزمان ب قلب وداع رسید


بادفراق وزیدن گرفت


باران بدرودجاری گشت


وچتررفتن بازشد


ونگاهی ازدور بارقص چادری درباد پیوند زد