-
روزگارغریبی است نازنین
پنجشنبه 19 اسفندماه سال 1389 19:43
روزگارغریبی است نازنین باصدای شاعر http://www.parand.se/tr-bonbast.htm حکایت «چوپان دروغگو» به روایت «احمد شاملو» کمتر کسی است از ما که داستان «چوپان دروغگو» را نخوانده یا نشنیده باشد. خاطرتان باشد این داستان یکی از درسهای کتاب فارسی ما در آن ایام دور بود. حکایت چوپان جوانی که بانگ برمیداشت: «آی گرگ! گرگ آمد» و...
-
چراغی از پس نیزار – نادر نادر پور
پنجشنبه 19 اسفندماه سال 1389 18:23
چراغی از پس نیزار : نادر نادر پور تو آن پرنده ی رنگین آسمان بودی که از دیار غریب آمدی به لانه ی من چو موج باد که در پرده ی حریر افتد طنین بال تو پیچید در ترانه ی من پرت ز نور گریزان صبح ،گلگون بود تنت حرارت خورشید و بوی باران داشت چو از تو مژده ی دیدار آفتاب شنید ترا شناختم ای مرغ بیشه های غریب به گاه رفتنت ، ای...
-
بهارغم انگیز(شعری ازهوشنگ ابتهاج)
سهشنبه 17 اسفندماه سال 1389 09:38
بهارغم انگیز (شعری ازهوشنگ ابتهاج) بهار آمد گل و نسرین نیاورد نسیمی بوی فروردین نیاورد پرستو آمد و از گل خبر نیست چرا گل با پرستو همسفر نیست چه افتاد این گلستان را ، چه افتاد که آیین بهاران رفتش از یاد؟ چرا مینالد ابر برق در چشم؟ چه میگرید چنین زار از سر خشم؟ چرا خون میچکد از شاخه گل؟ چه پیش آمد؟ کجا شد بانگ بلبل؟ چه...
-
اشکی در گذرگاه تاریخ
دوشنبه 16 اسفندماه سال 1389 13:58
اشکی در گذرگاه تاریخ شعری ازفریدون مشیری از همان روزی که دست حضرت «قابیل» گشت آلوده به خون حضرت «هابیل» از همان روزی که فرزندان «آدم» صدر پیغامآورانِ حضرتِ باریتعالی زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید آدمیت مرده بود گرچه آدم زنده بود. از همان روزی که «یوسف» را برادرها به چاه انداختند از همان روزی که با شلاق و خون «دیوار...
-
خوشا هر آنچه که تو باغ باغ می خواهی
شنبه 14 اسفندماه سال 1389 21:07
خوشا هر آنچه که تو باغ باغ می خواهی شاعرش رانمی شناسم شاعرش توسط پارسای عزیزشناخته شد ژانوس عزیز سلام این شعر از محمد علی بهمنی است محمدعلی بهمنی در فروردین سال ١٣٢١ در شهر دزفول به دنیا آمد. شعر بهمنی نیز البته شاید با خود او متولد شده باشد، گرچه بسیاری بر این عقیده اند که او غزلهایش را وامدار سبک و سیاق نیماست....
-
شعری ازفریبا شش بلوکی
شنبه 14 اسفندماه سال 1389 16:24
شعری از: اصلاحیه شعری ازفریبا شش بلوکی قبلا این شعررابه نام سیمین بهبهانی درج کرده بودم که باآگاهی ازکامنت آقای شیرمحمدی و خودشاعروتعدادزیادی ازدوستان دیگر با عذرخواهی ازایشان آن راتصحیح میکنم این شعر متعلق است به فریبا شش بلوکی از کتاب شبانه به نام زنی را http://fariba-sheshboluki.com/shabane/zanira.htm چنانچه در...
-
گلی از گلی
سهشنبه 10 اسفندماه سال 1389 12:59
گلی از گلی شعری ازعمادخراسانی دی ز جا بر خاست آن طاووس مست آنکه در زلفش هزاران دل شکست آنکه باشد صد دلش در یک کمند آه از آن زیبا کمند بند بند حق به حسن او خدایی کرده است راستی قدرت نمایی کرده است کی دگر آرام ،بتوانم نشست بعد دیدارش من زیبا پرست دل که صیدش کرده بود ابروی او شب نشینی کرد با گیسوی او با چنین دامی که دارد...
-
غزل شبگرد(هوشنگ ابتهاج)
یکشنبه 8 اسفندماه سال 1389 08:36
غزل شبگرد (هوشنگ ابتهاج) بر آستان تو دل پایمال صد دردست ببین که دست غمت بر سرم چه آوردست هوای باغ گل سرخ داشتیم و دریغ که بلبلان همه زارند و برگ ها زردست شب است و اینه خواب سپیده می بیند بیا که روز خوش ما خیال پروردست دهان غنچه فروبسته ماند در شب باغ که صبح خنده گشا روی ازو نهان کردست چه ها که بر سر ما رفت و کس نزد...
-
آفتاب میشود
شنبه 7 اسفندماه سال 1389 12:33
آفتاب می شود فروغ فرخزاد نگاه کُن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود چگونه سا یۀ سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود نگاه کُن تمام هستی ا م خراب می شود شراره ای مرا به کام می کشد مرا به اوج میبَرد مرا به دام میکِشد نگاه کُن تمام آسمانِ من پُر از شهاب می شود تو آمدی ز دورها و دورها ز سرزمین...
-
(( شام آخر))
جمعه 6 اسفندماه سال 1389 13:58
(( شام آخر)) شعری ازآزاده وه جه تلخ است امشب آخرین وعده دیدار میان میان من و تو ، بر تو که مینگرم دل من میلرزد . دستهایم تبدار ، گونه هایم گل سرخ ، چشمهایم نمناک ، من همه زندگی ام میلرزد آسمان هم ابریست ..... شور دلدادگی عشق میان من و تو ، رنگ دریا دارد و عجیب است امشب ، باد هم میلرزد ! نفسم با تو که میآمیزد ، به...
-
بوسه شعری ازهوشنگ ابتهاج
پنجشنبه 5 اسفندماه سال 1389 23:28
بوسه شعری ازهوشنگ ابتهاج گفتمش: ـ «شیرینترین آواز چیست؟» چشم غمگینش بهرویم خیره ماند، قطرهقطره اشکش از مژگان چکید، لرزه افتادش به گیسوی بلند، زیر لب، غمناک خواند: ـ «نالۀ زنجیرها بر دست من!» گفتمش: ـ «آنگه که از هم بگسلند . . .» خندۀ تلخی به لب آورد و گفت: ـ «آرزویی دلکش است، اما دریغ بختِ شورم ره برین امید بست! و...
-
همراه شوعزیز
پنجشنبه 5 اسفندماه سال 1389 12:59
تصنیف همراه شوعزیز همراه شو عزیز همراه شو عزیز تنها نمان به درد کین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود دشوار زندگی هرگز برای ما دشوار زندگی هرگز برای ما بی رزم مشترک آسان نمی شود تنها نمان به درد همراه شو عزیز همرا شو همراه شو همراه شو عزیز همراه شو عزیز تنها نمان به درد کین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود...
-
هذیان یک مسلول شعری ازکارو
شنبه 30 بهمنماه سال 1389 13:38
هذیان یک مسلول شعری ازکارو همره باد از نشیب و فراز کوهساران از سکوت شاخه های سرفراز بیشه زاران از خروش نغمه سوز و ناله ساز آبشاران از زمین ، از آسمان ، از ابر و مه ، از باد و باران از مزار بیکسی گمگشته در موج مزاران می خراشد قلب صاحب مرده ای را سوز سازی سازنه ، دردی ، فغانی ، ناله ای ،اشک نیازی مرغ حیران گشته ای در...
-
دقیقه نود
دوشنبه 25 بهمنماه سال 1389 21:55
http://one4allall4one.blogsky.com/
-
ای کوتوال پیر
یکشنبه 24 بهمنماه سال 1389 12:16
ای کوتوال پیر! شعری ازنادرنادرپور ای کوتوال قلعه نسیان بهوش باش کاخی که در خیال برافراشتی شکست بنیاد این حصار کهن را خلل رسید غُـلها شکست و رشتهً زنجیر ها گسست یک چند با طلسم سکوتی که داشتی بر دوختی لبان اسیران خویش را اکنون ببین که تاب تحمل نمانده است این سینه های سوخته ریش ریش را آهی که همچو جان اسیران بلب رسید چون...
-
ای سرود آوران سپیده
یکشنبه 24 بهمنماه سال 1389 11:32
ای سرود آوران سپیده سیاوش کسرایی ای بی آرام ای فتاده به زنجیر ایام یک قدم مانده تا برکنی دام یک جهش مانده یک خیز یک گام بشکنی این قفس تا برآری نفس چون درای جرس بانگ برداری از دل به هر بام روز سرکوبی استبداد ، روز جمهوری و آزادی است
-
سه غزل از عنایت شهیر
دوشنبه 18 بهمنماه سال 1389 15:36
سه غزل از عنایت شهیرشاعربلخ 1 خلاف میل همه بیجهت روان باشی و پشت پنجرهی گور خود جوان باشی همیشه قورت دهی حرفهای مردم را دچار لک… له له و لکنت زبان باشی شبانه زل بزنی رو بهماه، هی! پوچ است شبیه مورچهیی جزء این جهان باشی مچالههای ورق از تو دور میپوسند کنار جاده اگر چی زبالهدان باشی به آبهای جهان حل شوند اعضایت...
-
شعری ازخسروگلسرخی
دوشنبه 18 بهمنماه سال 1389 11:42
تســـــاوی از سروده های زنده یاد خسرو گلسرخی معلم پای تخته داد می زد، صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود ولی آخر کلاسی ها لواشک بین خود تقسیم می کردند وان یکی در گوشه ای دیگر "جوانان" را ورق می زد برای اینکه بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان تساوی های جبری را نشان می داد...
-
شعری از احمد شاملو
چهارشنبه 6 بهمنماه سال 1389 16:12
شعری از احمد شاملو برف نو، سلام برف نو، برف نو، سلام، سلام! بنشین، خوش نشسته ای بر بام. پاکی آوردی - ای امید سپید!- همه آلوده گی ست این ایام. راه شومی ست می زند مطرب تلخ واری ست می چکد در جام اشک واری ست می کشد لبخند ننگ واری ست می تراشد نام شنبه چون جمعه، پار چون پیرار، نقش هم رنگ می زند رسام. مرغ شادی به دام گاه آمد...
-
شعری ازفاطمه حق وردیان
سهشنبه 5 بهمنماه سال 1389 15:56
شعری ازفاطمه حق وردیان اتوبانهاچه میدانند
-
شعری ازناهیدعرجونی
سهشنبه 5 بهمنماه سال 1389 15:20
شعری ازناهیدعرجونی به زبان دری بنویسم عصربخیر
-
درشب سرزمستانی شعری ازنیما
دوشنبه 4 بهمنماه سال 1389 00:02
در شب سرد زمستانی شعری ازنیما کوره خورشیدهم؛چون کوره ی گرم چراغ من نمی سوزد. و به مانندچراغ من نه می افروزد چراغی هیچ؛ نه فرو بسته به یخ ماهی که از بالا می افروزد. من چراغم را در آمد رفتن همسایه ام افروختم در یک شب تاریک و شب سرد زمستان بود؛ باد می پیچید با کاج؛ در میان کومه ها خاموش گم شد او از من جدا زین جاده ی...
-
ترجمه یک شعرترکی
یکشنبه 3 بهمنماه سال 1389 23:28
نقاشی ازبانو منصوره ی اشرافی ترجمه یک شعرترکی نرجمه فارسی سرگذشت بهار جوانه زدیم تابستان، درو کردنمان پاییز، به بند کشیدند و زمستان، چالمان کردند ... من، اما هنوز زنده ام بعدِ آن همه داس و حلقه و گور و اینجایم لابلای گندمزار و تاب میخورم در باد و هنوز، عاشق می شوم. منصوره اشرافی سَرگوذَشت باهار دا آچاراق یای دا...
-
شعری از:پازسا
یکشنبه 3 بهمنماه سال 1389 14:24
شعری از:پارسا پارسا.کشف خوش تازه ام دروبلاگ: برای سالهای بعد مینویسم http://alone-bless-you.persianblog.ir/ با لطیف ترین احساسهای عاشقانه شعرمیسراید حس وحال وذائقه ی زیبائی پسندانه اش رادورست دارم با چیزی بیشترازمهر این شعر را همین حالا بخوان این شعرراهمین حالابخوان وگرنه بعدها باورت نمی شود هنگام سرودنش چگونه دیوانه...
-
سه شعر ازبابک مینا
یکشنبه 3 بهمنماه سال 1389 13:02
سه شعر ازبابک مینا اشعار بابک مینا از یک سویهی روایی و تصویری قوی برخوردار است. برای همین هم به سادگی و بهراحتی میتوان با اشعار او ارتباط برقرار کرد. «به سوی نثر»نوشتهی بابک مینا یکی از اشعار اروتیک خوبیست که خواندهام. خطاب شعر به زنیست با چشمان آبی، و شرمگاهی ساده و سرد. آرامش غریبی که در این شعر وجود دارد،...
-
چه کسی میگوید من وتو مانوشیم(شعری از حمیدمصدق)
جمعه 1 بهمنماه سال 1389 13:18
(شعری از حمیدمصدق) چه کسی میگوید من وتو مانوشیم با من اکنون چه نشستنها، خاموشیها با تو اکنون چه فراموشیهاست . چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم خانه اش ویران باد ! من اگر ما نشوم، تنهایم تو اگر ما نشوی،- خویشتنی از کجا که من و تو شور یکپارچگی را در شرق باز بر پا نکنیم؟ از کجا که من و تو مشت رسوایان را وا نکنیم؟ . من...
-
مراببوس
یکشنبه 26 دیماه سال 1389 20:54
مرا ببوس روزهای سختی در پیش است بگذار تو را کمی پس انداز کنم! (رضا کاظمی)
-
پوستینی کهنه دارم من
شنبه 25 دیماه سال 1389 13:58
پوستینی کهنه دارم من مهدی اخوان ثالث پوستینی کهنه دارم من، یادگاری ژنده پیر از روزگارانی غبارآلود سالخوردی جاودان مانند مانده میراث از نیاکانم مرا، این روزگار آلود. جز پدرم آیا کسی را می شناسم من! کز نیاکانم سخن گفتن؟ نزد آن قومی که ذرات شرف، در خانه ی خونشان کرده جا را بهر هر چیز دگر، حتی برای آدمیت، تنگ، خنده دارد...
-
دوغزل از شاعر به نام ایران زمین :
جمعه 24 دیماه سال 1389 21:00
دوغزل از شاعر به نام ایران زمین : عماد خراسانی حسرت ای کاش چو پروانه پری داشته باشم تاگاه به کویت گذری داشته باشم گردولت دیدارتو درخانه ندارم ای کاش که در رهگذری داشته باشم از فیض حضور تو اگر دورم و محروم از دور به رویت نظری داشته باشم گویندکه یار دگری جوی و ندانند بایست که قلب دگری داشته باشم از بلهوسی هاهوسی مانده...
-
شعری از اشعار پوشکین
چهارشنبه 22 دیماه سال 1389 17:56
شعری از اشعار پوشکین "مرگ مالوف" پشت سر گذاشته ام پل های تمنا را و بی رغبتم بر آرزوهای گذشته. همراهی ندارم جز رنج هایی که میراث بی هودگی درون من اند، و دیهیمی که گل های شادابش بی رحم در تازش بوران های سرنوشت شوم فسرد. اینک روز می سپارم غمناک و تنها و چشم دوخته ام بر راهی که مرگ مرکب می راند و باز می جویم...