X
تبلیغات
رایتل

Your image is loading...



اندوه درخت

 

فرخی سیستانی

 

مراچه وقت خزان وچه روزگاربهار

 

چودورباید بودن همی زروی نگار؟

 

بهارمن رخ اوبود ودورماندم ازاو

 

برابر آیدبرمن کنون خزان وبهار

 

اگرخزان نه رسول فراق بود،چرا

 

هزارعاشق چون من جدافکند ازیار؟

 

به برگ سبز چنان شادمانه بوددرخت

 

که من به روی نگارین آن بت فرخار

 

خزان درآمد وآن برگها بکندوبریخت

 

درخت ازین غم ،چون من نژندگشت ونزار

 

خدای داند کاندردرختها نگرم

 

زدردخون خورم وچون زنان بگریم زار

 

مرارفیقی امروزگفت :خانه بساز

 

که باغ تیره شد وزرد زوی وبی دیدار

 

جواب دادم وگفتم:درخت همچو من است

 

منم زیارجدامانده ودرخت ازبار

 

فرخار=محلی درترکمنستان که زیبارویان میداشته



http://www.golha.co.uk/fa/programme/995/-/164/-#.UsvHJfQW05M