X
تبلیغات
رایتل

یادی ازخیام

خیام یک فریادهوشیارتنها درشبستان قرن پنج است.فریادی که ازجان برمی خیزد به دیوارهای نیشابورمی خوردوبازتاب آن گوش جهانی را کرمی کند.قرن پنجم هجری که خیام رادرخود پرورش می دهد،یکی از سخت ترین دوره هایی است که اختناق حکومت می کند.درهمین زمان هاست که منصورحلاج به دارکشیده می شود.«شهاب الدین سهروردی» جان می بازد.«عین القضات همدانی» به طرزی فجیع به قتل می رسد،تا هیچکس حتابه فکرش هم نگذزدکه چیزی برخلاف شرع بنویسد.اما انسان گرایی فلسفی خیام،دل نابستن اوبه جهان گذراو ناباوری اش به جهان دیگر،اوراوانمی گذارد تافریادبالابلندخویش راسرندهد.اگرچه این فریاد ۷۰،۸۰ سال بعد ازپشت دیوارهای زمان به گوش هابرسد

تاچندحدیث پنج وچارای ساقی
مشکل چه یکی، چه صدهزارای ساقی
خاکیم همه،چنگ بسازای ساقی
بادیم همه،باده بیارای ساقی

(خیام)
نیکی وبدی که در نهاد ِبشراست
شادی وغمی که درقضا وقدراست
باچرخ مکن حواله  کاندرره عقل

چرخ ازتوهزارباربیچاره تراست

(خیام)